Showing posts with label روزمرگی. Show all posts
Showing posts with label روزمرگی. Show all posts

Wednesday, October 7, 2009

وقتی عقیده عقده خوانده می شود
و نور چراغ در آب، مهتاب
تلقی
و متانت زمین
زیر برف یخ می زند
نان از یتیم خانه می دزدیم
و می فهمیم
دزد، اشتباه چاپی درد است.

از دفتر شعر عمید صادقی نسب

Thursday, September 10, 2009

سخته. هر بار سخته. حالا تو بگو مگه چند سال یه باره، حالا تو بگو ما که حرفها رو زدیم و من گفتم درک می‌کنم و باشه و اشکال نداره. فهمیدم، اما سخته...

Sunday, October 12, 2008

امروز دلم گرفته. به نظر میاد هیچی بر وفق مراد پیش نمی ره
چاره چیه...باید ادامه داد.فردا روز بهتری می شه